شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 44

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

نمىكند وأجسام از طريق مماس شدن ، مجاورت يا مقابله ، در يكديگر اثر مىگذارند وكيفيات آنها تغيير مىكند . 2 - فشوّ . فشوّ به اين معنى است كه گرم شدن آب در مثال مذكور ، به اين سبب است كه در حين مجاورت آب با آتش ، اجزاى آتش در آب نفوذ كرده وسبب گرمى آب شده است ، در واقع ، گرما از آتش است وخود آب أصلا گرم نشده است . نظريهء فشوّ بر اين ديدگاه مبتنى است كه كيفيات ، صور نوعيه‌اند وتغيير نمىكنند . 3 - بروز وكمون . بروز وكمون به اين معنا است كه حرارت آب در مثال مذكور ، ناشى از آتش است كه مثلا در درون آب پنهان است وبه هنگام مجاورت آب با آتش ، آن گرما بروز وظهور مىيابد ودر مقابل ، برودت در كمون وباطن مىماند ؛ در اين نظر نيز كيفيات ، صورت نوعيه دانسته شده است . در اين فصل ، ابتدأ نظريات فوق توضيح داده ونظريات فشوّ وبروز وكمون كه از اناكساغورس است ابطال شده است . آن‌گاه ضمن بيان علت تقدم بحث استحاله در كيف بر بحث از مزاج ، به أسباب حرارت كه عبارت‌اند از حركت ، شعاع ومجاورت اشياى داراى حرارت ، پرداخته وبه خصوص ، بحث شعاع وردّ نظر جسميت آن به تفصيل توضيح داده شده است ؛ در اينجا چند نكته قابل توجه است : 1 - شعاع چون عرض است از منير به مستنير منتقل نمىشود ، بلكه به شرط مقابلهء مستنير با منير ، از جانب عقل مفارق ، شعاع به مستنير افاضه مىشود . 2 - خورشيد بالذات گرم نيست وگرما ناشى از انعكاس شعاع است . « خاتمهء » فصل در باب تخلخل وتكاثف ودلائل ابطال تخلخل است كه به تفصيل بدان پرداخته شده است . فصل دوم ، در مزاج وتوابع آن است . چنان‌كه پيش از اين مكرر گفته شد ، أجسام سماوي خرق والتيام وكون و